تبليغاتX
l๑۩۞۩ دانشجویان پیام نور باقر شهر ۩۞۩๑
صفحه اصلی وبلاگ آرشیو وبلاگ ارتباط با مدیر وبلاگ RSS Feader دانشگاه پیام نور واحد باقرشهر نوروز باستان بر همگان مبارك باد
پندار نیک جمعه نهم فروردین 1387 20:30

 

تا زمانی که می توانید سخن بگویید,

بگذارید کلامتان مهر آمیز باشد!

تا زمانی که ذهنتان کار می کند,

اندیشه های پاک و تابناک داشته باشید!

پیش از آن که دست هایتان از حرکت باز بماند,

هر اندازه که می توانید ببخشید!

و از همه مهم تر, بیایید سرای خود را

تا زمانی که چراغ آن هنوز می سوزد,

آماده و بسامان کنید!

نوشته شده توسط فتاح  | لینک ثابت |

سین دونی سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 13:33
سفره هفت سین
سین‌های باستانی
(متداولتر)
  • سبزه - نماد نوزایی (تولد دوباره)
  • سیب - نماد زیبایی و تندرستی
  • سمنو - نماد فراوانی(برکت)
  • سیر - نماد پزشکی(درمان یا طب)
  • سنجد - نماد عشق
  • سکه - نماد دارایی
  • سرکه - نماد شکیبایی و عمر
  • سماغ - نماد(رنگِ) طلوع خورشید
  • سنبل
دیگر سین‌ها سوسنسبزیسنگکسپندسیاهدانه
دیگر اقلام
گلابآجیلشکلاتگل نرگسدیوان حافظ یا شاهنامه • ...
نوشته شده توسط فتاح  | لینک ثابت |

پندار نیک دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 13:5

* پندار نیک *

 

 

ما روحیه ی کودکی را از دست داده ایم.کودک بودن,یعنی کنار گذاشتن هر گونه انتقاد و ایراد جویی,لذت بردن از زندگی,

سهیم شدن در همه ی خوبی ها با دیگران,عشق ورزیدن و خندیدن.

ما تصور می کنیم که بالغ شده ایم و دیگر نیازی به آغوش پر مهرمادر نداریم , اما لازم است که دوباره کودک شویم و با همه دوست و مهربان باشیم

نه ایراد جو و وحشت زده.

نوشته شده توسط فتاح  | لینک ثابت |

فوايد پاره آجر دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 10:24

 

روزي مردي ثروتمند در اتومبيل جديد و گران قيمت خود باسرعت فراوان از خيابان كم رفت و آمدي مي گذشت. ناگهان ازبين دو اتومبيل پارك شده در كنار خيابان يك پسر بچه پاره آجري به سمت او پرتاب كرد.پاره آجر به اتومبيل او برخوردكرد . مرد پايش را روي ترمز گذاشت و سريع پياده شد و ديدكه اتومبيلش صدمه زيادي ديده است. به طرف پسرك رفت و اورا سرزنش كرد.پسرك گريان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پياده رو، جايي كه برادر فلجش از روي صندلي چرخدار به زمين افتاده بود جلب كند. پسرك گفت:"اينجا خيابان خلوتي است و به ندرت كسي از آن عبورمي كند. برادر بزرگم از روي صندلي چرخدارش به زمين افتاده و من زور كافي براي بلند كردنش ندارم. براي اينكه شما را متوقف كنم ناچار شدم از اين پاره آجر استفاده كنم". مرد بسيار متاثر شد و از پسر عذر خواهي كرد. برادرپسرك را بلند كرد و روي صندلي نشاند و سوار اتومبيل گرانقيمتش شد و به راهش ادامه داد. در زندگي چنان با سرعت حركت نكنيد كه ديگران مجبور شوندبراي جلب توجه شما پاره آجر به طرفتان پرتاب كنند !خدا در روح ما زمزمه مي كند و با قلب ما حرف ميزند. اما بعضي اوقات زماني كه ما وقت نداريم گوش كنيم، او مجبورمي شود پاره آجربه سمت ما پرتاب كند. اين انتخاب خودمان است كه گوش كنيم يا نه .....

نوشته شده توسط ا . امین  | لینک ثابت |

پيوند عميق زن آمريكايي با توالت فرنگي! جمعه بیست و چهارم اسفند 1386 18:46

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: حوادث


 

يك زن امريكايي كه دو سال تمام روي توالت فرنگي خانه دوستش نشسته بود؛ طوري به آن چسبيد كه دوستش ناچار شد براي كمك با پليس تماس بگيرد.

به گزارش گروه حوادث ايسنا، به گفته پليس پوست بدن اين زن 35 ساله، در حال رشد، به دور محل نشستن توالت فرنگي چسبيده بود.

وي ابتدا از كمك‌هاي پزشكي امتناع مي‌كرد اما در نهايت قانع شد كه بايد در بيمارستان تحت درمان قرار بگيرد.

پليس هم مجبور شد توالت فرنگي را از مكان اصلي خود در آورده و آن را با زن مزبور به بيمارستان ببرد.

پليس مي‌گويد اين زن از هيچ چسب يا طنابي استفاده نكرده بود و فقط به لحاظ فيزيكي بدنش به توالت فرنگي پيوند خورده بود.

دوست اين زن به پليس گفت: من هر روز براي او آب و غذا مي‌بردم و از او تقاضا مي‌كردم كه از دستشويي بيرون بيايد اما او در جواب مي‌گفت شايد فردا بيايم.

پليس مي‌گويد ظاهرا خود وي نمي‌خواسته دستشويي را ترك كند.

تحقيقات پليس بر روي اين پرونده ادامه دارد و ماموران در تلاش هستند تا دريابند آيا اتهامي به دوست 36 ساله اين زن وارد است؟

همچنين پليس از فاش كردن نام اين زن خودداري كرد.

نوشته شده توسط فتاح  | لینک ثابت |

ترجمه ی هم زمان کلمات از En To Fa جمعه بیست و چهارم اسفند 1386 18:16
 

سلام ، دیدم این لینک  وقت هایی که دیکشنری در دسترس نیست لازم میشه.

امید وارم مفید واقع بشه.

 

                                                     http://www.parseek.com/Dic/

نوشته شده توسط فتاح  | لینک ثابت |

چه اعتراف تلخیه چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 3:21

 

سلام دعا می کنم که خوب باشید البته اگه دعام رنگی داشته باشه

می خوام یه حقیقت تلخ رو بگم پس خوب گوش کن: اول از همه از خودم شروع می کنم چون

مطمعنم پرونده ی من از مال همتون سیاه تره

نه , نرو , فرار نکن , من نمی خوام مثل بعضی از آقایون به اصطلاح حزب الله موعظه کنم,من خودم 

 توی لجن گناه دارم دست و پا می زنم و نهایت ادعام اینکه دارم نماز می خونم و روزه می گیرم.

 نماز ، نماز که چه عرض کنم ,بیشتر شبیه کله ملق زدن روی یک توده ی فشرده ی خاک هستش

الان که اینارو دارم برای آدم های امثال خودم می نویسم که متا سفانه تعدادمون هم کم نیست

  فکر نکن با تمام اعتماد به نفس پشت به قول معروف رایانه نشستم و می نویسم,بلکه مثل

اکثروقت ها نشستم و دارم به حال زار خودم , زار می زنم.

 

می دونی چیه,وقتی این حدیث کسا رو شنیدم که:

ای بنده ی من, آن زمان که تو به نماز ایستاده ای,من آنچنان غرق تماشای توام که گویی همین یک بنده را دارم و تو آنقدر سرگرم خود هستی که گویی چندین خدا داری

 

وقتی این رو می خونم و یاد خودم میفتم و اینکه وقتی به این دنیا اومدم یه فرشته کوچولوی پاک

و معصوم بودم و حالا چقدر کدر شدم , یا نه , اصلا به قولی : چی بودم و چی شدم و....

خلاصه انقدر پیش می رم , می رم که حتی فکر خود کشی هم می زنه به سرم و بعد از چند ثانیه ,

 اون موقع هستش که تازه دو زاریه کج و کلم می یفته که چرا خود کشی گناه کبیره هستش

می دونم , اگه بخوایم راجبش حرف بزنیم خیلی حرف ها توی دل هممون هست

 

دوست من , دوست مسلمان من , دوست خدا پرست من

بیا به بهترین دوستمون , بهترین عشقمون خودمونو بچسبونیم , اون سال هاست که پشت

قلب ما نشسته , به قفل روی قلب ما نگاه می کنه , در حالیکه کلید قلب هممون فقط وفقط

 توی دست های اونه , بیا باور کنیم تا مثل یک بنده زندگی کنیم, بنده ای که لا اقل بتونه

پاسخگوی یک قطره از محبت جبران نا پذیر اون باشه

 

                                                  محتاج کمک همتون هستم

                                                                                              پس بیاین به هم کمک کنیم

نوشته شده توسط فتاح  | لینک ثابت |

بیندیشیم،فقط کمی بیندیشیم سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 23:57
 

            آیا خداوند برای بنده ی خود کافی نیست!!!

نوشته شده توسط فتاح  | لینک ثابت |

ای کاش سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 16:10
 

کاش پیوندی نبود که جدایی داشته باشد

 

کاش نگاهی نبود که وابستگی داشته باشد

کاش دلی نبود که بی تابی داشته باشد

کاش امید نبود که چشم انتظاری داشته باشد


کاش می دانستیم که آسمان فقط و فقط به خاطر نگاه ما ابری

شده است


کاش می دانستیم که خدا فقط و فقط به خاطر انسان شیطان را

*شیطان* کرد

 

کاش می دانستیم که نگاه تنها *دیدن* نبود

 

کاش میدانستیم که دل تنها از سنگ نبود


کاش می دانستیم که انسان تنها آدم نبود .

                                                                                                                            فتاح

نوشته شده توسط فتاح  | لینک ثابت |

جملاتی از بزرگان دوشنبه بیستم اسفند 1386 7:4
انیشتین: سه قدرت عظیم بر جهان حکم می کنند- حماقت . ترس . حرص.

شکسپیر: دنیا یک تماشاخانه است، هر کس رل خود را بازی می کند و سپس مخفی می شود.

ناپلئون: آنقدر شکست خوردم تا راه شکست دادن را آموختم.

تولستوی: عشق و محبت گوهری است گرانبها اگر با عفت توام باشد.

افلاطون: به ضرورت آمدم در این جهان و به حیرت زیستم و به کراهت می روم.

ناپلئون: تدبیر همیشه بر شمشیر غالب است. بالزاک: اتلاف وقت گرانبهاترین خرج هاست.

نوشته شده توسط م . محمدی  | لینک ثابت |

یار و همدم سختی ها یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 18:23

 

 

شبي خواب ديدم با خدا كنار ساحل قدم ميزنم ، رد پاي هر دوي ما روي ساحل بود ،وقتي برگشتم و به گذشته نگاه كردم ديدم در موقع سختي تنها يك رد پا كنار ساحل است ، پس به خدا گله كرد و گفتم : خدايا چرا در موقع سختي مرا تنها گذاشتي ، خدا لبخندي زد و گفت : فرزندم در آن موقع تو بر دوش من بودي.

 

نوشته شده توسط ا . امین  | لینک ثابت |

خانه دوست اینجاست شنبه هجدهم اسفند 1386 23:48
من دلم می خواهد خانه ای داشته باشم پره دوست بر درش برگ گلی می کوبم رویه ان با قلم سبز بهار مینویسم خانه ی دوستیه ما این جاست تا که سهراب نپرسد دیگر خانه ی دوست کجاست.
نوشته شده توسط غ . کی یون  | لینک ثابت |

دکتر علی شریعتی جمعه پنجم بهمن 1386 22:46

برای شنا کردن به سمت مخالف رودخانه قدرت و جرات لازم است

 

وگرنه هر ماهی مرده ای هم می تواند از طرف موافق جریان آب حرکت

 

کند

نوشته شده توسط ا . پیله ور  | لینک ثابت |

اوست مهربان مهربانان یکشنبه بیست و سوم دی 1386 23:49

بعضي فکر مي کنند منصفانه نيست که خدا کنار گل سرخ خار گذاشته است

بعضي ديگر خدا را ستايش مي کنند که کنار خارها گل سرخ گذاشته است

حالا بگذریم ...

روی ادامه مطلب کیلیک کنید و اگر متحول شدید نظر یادتون نره !!!

راستی یادم رفت بگم

خداااااااااااااااااااا خیلی دوست دارم

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سعید جلمبادانی  | لینک ثابت |

ببین قشنگه؟ چهارشنبه نوزدهم دی 1386 13:8

کاش روز ديدنت فردا نبود! کاش ميشد هيچکس تنها نبود...کاش ميشد ديدنت رويا نبود!گفته بودي با تو مي مانم!! ولي رفتي و گفتي اينجا جا نبود...ساليان سال تنها مانده ام ... شايد اين رفتن سزاي من نبود...من دعا کردم براي بازگشت... دستهاي تو ولي بالا نبود...باز هم گفتي که فردا ميرسي..کاش روز ديدنت فردا نبود

نوشته شده توسط مهرداد ادریسی  | لینک ثابت |

هفت نصيحت از مولانا : شنبه پانزدهم دی 1386 23:38

 ۱- گشاده دست باش، جاري باش، كمك كن (مثل رود) 2- با شفقت و مهربان باش (مثل خورشيد) ۳- اگركسي اشتباه كرد آن را بپوشان (مثل شب) ۴- وقتي عصباني شدي خاموش باش (مثل مرگ) ۵- متواضع باش و كبر نداشته باش (مثل خاك) ۶- بخشش و عفو داشته باش (مثل دريا ) 7- اگرمي خواهي ديگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آينه )

نوشته شده توسط مهرداد ادریسی  | لینک ثابت |

سخن چارلی چاپین شنبه پانزدهم دی 1386 23:9

چارلي چاپلين به دخترش: تا وقتي قلب عريان كسي را نديدي بدن عريانت را نشانش نده! هيچ گاه چشمانت را براي کسي که معني نگاهت را نمي فهمد گريان مکن قلبت را خالي نگه دار اگر هم يه روزي خواستي كسي را در قلبت جاي دهي سعي كن كه فقط يك نفر باشد به او بگو كه تو را بيش تر از خودم وكمتر از خدا دوست دارم زيرا كه به خدا اعتقاد دارم وبه تو نياز دارم

نوشته شده توسط مهرداد ادریسی  | لینک ثابت |

زبان سکوت... شنبه پانزدهم دی 1386 15:39
یک ساعت تمام،بدون انکه یک کلام حرف بزنم،

برویش نگاه کردم:

فریاد کشید که:اخر خفه شدم!چرا حرف نمیزنی؟

گفتم:نشنیدی؟...برو!...

نوشته شده توسط حمیدرضا ملک نژاد  | لینک ثابت |

 

جستجو در سایت گوگل www.google.com